آنی‌لار دوشرگه‌سی

گونده‌لیک یازیلاریمین دوشرگه‌سی.

آنی‌لار دوشرگه‌سی

گونده‌لیک یازیلاریمین دوشرگه‌سی.

آنی‌لار دوشرگه‌سی

دیل وارلیغین ائوی‌دیر دئمیشدی هایدگئر؛ بو اوزدن وارلیغیمیزی قوروماق اوچون دیلیمیزی قورومالییق دئیه دوشونورم. بو دوشرگه‌ده اؤز آنادیلیم اولان تورکجه‌ ده یازاجیام؛ گونده‌لیک آنیلاردان، ادبیات، حیکایه و آراشدیریجی یازیلاریما کیمی. چالیشیرام قونو سئچیمینده چوخ سینیر قویماییب و بوتون قونولاردان بیلدیگیم و یازماق ایسته‌دیگیم قده‌ر یازام. یازماق منیم دیریلیگیمین بَلیرگه‌سی دیر :)
سیز ده دیریلیغینیزی بیلمه‌ک ایسته‌ییرسینیزسه یازماغا باشلایین !
یادیمدان چیخمامیش: سلام، خوش گلیب‌سیز :)

سون گؤندری‌لر
سون یوروملار

۶ مطلب با موضوع «فارسی» ثبت شده است


من دیگر فاصله ام را با {سیاست} حفظ می کنم. هر آدمی یک زمانی مرض دارد، که من نیز داشتم و همه چیز را سیاسی می دیدم. همه چیز را با تئوری توطئه تحلیل می کردم. احساسات راه بینش و تفکر عقلانی را بر من بسته بود و در تاریک-روشنیهای نادانی خود غوطه ور بودم و البته همچنان هستم. تنها با این تفاوت که دیگر از این نقص خود به صورت نسبی هم که شده آگاهی دارم.
وقتی درباره گرانی، دین، مسائل قومی، ایدولوژی، موفقیت و شکست، فقر، بیکاری، فلان و بهمان چیز حرف می زدم گرفتار سطحی انگاری و توهمات پروش یافته ذهن کم بنیه ی خود بودم. آن هم به علت عدم پروش ذهنم با علوم موثق و مختلف، با تاثیر از محیط سطحی و احساسی پیرامون خود، در این ورطه غوطه ور بودم. در چنین شرایطی ذهن تک بعدی و تک مؤلفه ای من مسائل را با تمام نواقص خود تحلیل می کرد و صد البته به بیراهه رهنمون می شدم. نتایج سیاه و سفید بود، مطلق بود، همراه با سفاهت پنهان، که آن نیز برای من مشخص نمی نمود. همه مسائل آلوده به جهل بود ولی من دوست داشتم آنها را بدون در نظر گرفتن جهالتم با همان عمق اندک بینشم، تحلیل و به نتیجه دلخواه خودم برسانم.

  • حامید مورسلی

همایش احیای دریاچه اورمیه در شهرستان مراغه برکزار شد
دیروز 16 بهمن  1393 شمسی برابر 5 فوریه 2015 میلادی شهرستان مراغه میزبان همایش احیای دریاچه‌ی اورمیه بود. همایشی که باید خیلی قبل تر از اینها برگزار و اقدامات عملی در رابطه با نگین در حال مرگ آذربایجان صورت می‌پذیرفت. هرچند با توجه به وخامت حال دریاچه اورمیه و وضعیت فوق‌العاده حساس آن، چنین اقداماتی، هرچند که خیلی دیرشده است، باز می‌تواند تسکین خاطری برای مردم آذربایجان که شاهد مرگ دریاچه اورمیه‌ای که زمانی "دریا" می‌نامیدندش، باشد. دریاچه‌ای که برای مردم این دیار چیزی کم  از دریا نداشت. ولی متاسفانه با سوء مدریتی و عدم اهتمام دولتی در حفظ چنین سرمایه‌ی ملی، امروز با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند و بی‌شک در آینده‌ی نه چندان دور قهر طبیعت عامل مرگ انسانهای بی‌گناه اطراف همین دریاچه خواهد شد.
همایش در سالن عبدالقادر مراغه‌ایِ اداره ارشاد اسلامی شهرستان مراغه و با حضور دکتر عیسی کلانتر ی دبیر کار گروه ستاد احیای دریاچه اورمیه، دکتر تجریشی معاونت آموزشی و پژوهشی دانشگاه صنعتی شریف و عضو کارگروه ستاد احیایی دریاچه اورمیه، کارشناسان سازمان خواروبار جهانی(فائو)، دکتر دواتگری نماینده مردم مراغه و عجبشیر در مجلش شورای اسلامی، مدیران ادارات و سازمانهای مرتبط از استانهای آذربایجان شرقی و غربی، جمعی از دانشگاهیان، شوراهای شهر و روستا و اصحاب رسانه و مطبوعات برگزار گردید.
محمدی فرماندار شهرستان ویژه مراغه ابتدا به صورت مختصر در مورد میزان منابع آبی و جریانات سطحی، و وضعیت بحرانی دریاچه اورمیه توضیح داد. وی افزود هم اکنون از 32 میلیارد متر مکعب آبی که باید در دریاچه می‌بود کمتر از 5 میلیارد متر مکعب باقی مانده است و اگر روند به همین صورت پیش برود  تا دوسال دیگر دریاچه صرفا در خاطره ها خواهد ماند.
وی به شهرستان مراغه اشاره کرد که 21 هزار هکتار از زمینهای کشاورزی این شهرستان به صورت غرقابی آبیاری می‌شوند که 72 درصد این اب از منابع زیرزمینی و 21 درصد از آبهای سطحی برداشت می‌شود. که این میزان مصرف باید به یک چهارم (1/4) تقلیل یابد. 
در شهرستان مراغه طی 10 سال گذشته با گسترش کشاورزی و توسعه باغات 30 میلیون متر مکعب آب به صورت غیر مجاز از طریق 4 هزار حلقه چاه برداشت شده است. نکته‌ی اصلی که محمدی فرماندار مراغه با قطعیت تمام بدان اشاره نمودند این بود که باید در مقابل معضل دریاچه اورمیه همه احساس مسئولیت نماییم، ابتدا مسئولین، بعد مردم. سپس راهکارهای گوناگون پیشگیری و مقابله با معضل دریاچه اورمیه را بیان نمودند.
حجت الاسلام پورمحمدی امام جمعه مراغه طی سخنان خود به قول انتخاباتی دکتر حسن روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران تاکید نمودند و با رویکرد مردم محور در مورد دریاچه اورمیه نیز توضیحاتی دادند.


پس از ایشان جناب آقای دواتگری پشت تریبون حاضر شده و به  ایراد سخنرانی پرداختند. نکته‌ قابل توجهی که اشاره کردند این بود که چنین همایشی درباره دریاچه اورمیه و بحران آن، اولین محسوب می‌شود. وی با اشاره به نتیجه‌ی پژوهشی در دانشگاههای آمریکای شمالی و انگلستان تاکید کرد که از سال 1351 ، یعنی 42 سال قبل چیزی حدود 90 درصد آب دریاچه اورمیه ازدست رفته است. و با مثال مسئولیت پدر بر فرزند در مورد لزوم توجه به دریاچه اورمیه تاکید نمودند.
ایشان اشاره کردند که ایران از سال 1330 در جهت حفظ منابع آبی خود به صورت مدون اقدام نموده بود در حالیکه ترکیه هفت سال بعد از ایران یعنی سال 1337 اقدام نموده بود و این درحالیست که امروز وضعیت مدیریت منابع آبی در ترکیه به مراتب بهتر از ایران است. وی با اشاره به بیماری به نام دریاچه اورمیه اذعان کرد ما باید بتوانیم نسخه‌های متخصیص را اجرار نماییم، با شعار دریاچه احیا نمی‌شود. همچنین با اشاره به  رویکرد سد سازی از دهه 70(احداث سازه‌های آبی و سدها) و نیز حفر چاههای عمیق بدون مجوز و افزایش سطح زیر کشت و برداشتهای غیرمجاز از آبهای زیر زمینی  اشاره کرد در شهری مانند مراغه که زمانی با حفر چاه می‌توانستیم در عمق کمتر از 20 متر به آب برسیم هم اکنون این مقدار از 200 الی 300 متر متغیر می‌باشد و این نشان از عمق فاجعه است.
مهدی دواتگری با اشاره به مقاله علمی چاپ شده در روزنامه واشنگتن پست، ایران را جزو 24 کشور دنیا که با بحران آب مواجه هستند معرفی کرد. و با گریزی به تهدیدات منطقه‌ای و وجود رژیم صهیونیستی (اسراییل) اشاره کرد که امروز تهدید واقعی تهدید آب است نه رژیم صهیونیستی. ایشان به مسئولیت نسل کنونی در برابر نسل های آتی و تاریخ اشاره و بیان نمودند که باید در برابر آنان پاسخگو باشیم که هرچند در برابر آنان پاسخی نخواهیم داشت.
وی با اشاره به بحث  بارورسازی ابرها و رویکرد وزارت نیرو و شخص آقای چیتچیان بیان فرمودند در دولت اهتمام جدی برای بارورسازی ابرها وجود ندارد. همچنین وی افزود در حوزه بهداشتی بیماری های ناشناخته شکل گرفته است که متاسفانه وزارت بهداشت تاکنون در این زمینه تحقیقات مطالعاتی انجام نداده است. وی با اشاره به ریزگردهای حاصل از خشک شدن دریاچه اورمیه و همچنین جهت بادها که عموما از غرب به شرق  می‌باشند به انواع بیماری ها در استانهای آذربایجان شرقی، غربی ، اردبیل و زنجان  اشاره نمودند.
آقای دواتگری با اشاره به شهرستان مراغه  و اشاره به 18 هزار هکتار زمین باغی و 3 هزار هکتار زمین زراعی، با رویکرد تبدیل باغات سنتی به مدرن از صرفه جویی 168 میلیون مترمکعب آب خبر داد. وی با اشاره به اینکه مراغه دارای بیش از 700 کیلومتر نهر سنی است که باعث هر رفت دو سوم(2/3)
 آب ورودی می‌شود اشاره کرد، با لاینیگ اصولی می‌توان 35 میلیون متر مکعب آب را ذخیره نمود. (اشاره: نمونه هدر رفت آب در نهر علویان مراغه)
وی با اشاره به قرار گرفتن دانشگاه سراسری مراغه در کنار دانشگاههای تبریز و اورمیه در طی انجام تحقیقات علمی و اصولی  از آمادگی دانشکده علوم پژشکی مراغه در زمینه انجام تحقیقات در زمینه سلامت و بهداشت خبر دادند. همچنین در مورد بحث فرهنگ سازی و اطلاع رسانی به ظرفیت اداره آموزش و پروش اشاره و از لزوم سامان دهی "همیاران آب" سخن گشودند.
وی همچینین با اشاره به تخصیص اعتبار 360 میلیارد تومانی برای تصفیه فاضلاب شهری تبریز طی سه سال خواستار توسعه مودولهای 3و4 تصفیه خانه شهرستان مراغه و انتقال به دریاچه اورمیه شد.
در ادامه دکتر تجریشی معاونت آموزشی و پژوهشی دانشگاه صنعتی شریف به نکات قابل توجه بررسی های اخیر خود و هئیت پژوهشی در رابطه با آخرین وضعیت دریاچه اورمیه اشاره نمودند. وی با اشاره به دریاچه آرال و سیاست های نادرست حکومت شوروی سابق در جهت توسعه کشت پنبه، و دریاچه‌های شور خشک شده در غرب آمریکا درمورد استفاده از تجربه آنان مطالبی ارائه نمودند و اشاره نمودند که هئیت نجات دریاچه آرال بعد از ده سال بحران آرال به وجود آمدند که به علت تاخیر در اقدام نتوانستند معضل خشک شدن دریاچه آرال را مدیریت نمایند.  وی به لزوم تبیین و تعریف نقشه راه با تدبیر و هماهنگی مسئولین و با مشارکت مردم  برای نجات دریاچه اشاره نمود.
وی با نمایش گرافهای پژوهشی و کاملا علمی به بررسی وضعیت دریاچه اورمیه ادامه داده و افزود با توجه به ادعای برخی تحت این عنوان که دریاچه در طول تاریخ چندین بار خشک شده است  با اشاره به پروژه تحقیقی آقای جمالی  با بررسی ایزوتوپهای سطح بستر دریاچه، فرضیه خشک شدن را با بازسازی 200 هزار سال قبل تاکنون، اشاره نمودند که طبق محاسبات از 200 هزار سال قبل تاکنون هیچ زمانی دریاچه در معرض خشکی قرار نگرفته و بنا به نتایج پژوهش دیگر حتی تراز سطحی آب دریاچه سالانه افزایش هم می‌یافته است.
وی سه عامل: توسعه نادرست بخش کشاورزی، عدم مدریت درست و اصولی منابع آبی و تغییرات اقلیمی و تداوم خشکسالی ها را  از عوامل اصلی معضل دریاچه اوریمه نام بردند.

دکتر تجریشی به افزایش 2 درجه سانتی‌گرادی متوسط دما در دراز مدت و کاهش بارندگی ها از کاهش آب ورودی به دریاچه اورمیه از میزان 5 میلیارد متر مکعب لیتر آب به 2.5 متر مکعب لیتر آب  اشاره کرد. همچنین وی با اشاره به تحلیل نقشه های بادی از افزایش چشمگیر میزان بادهای منطقه خبر داد که این میزان به طور متوسط حدودا 3 برابر افزایش یافته‌ است. که اکثرا در جهت غرب به شرق بوده است.  وی به افزایش چشمگیر سطح زیر کشت  آبی در سالهای کم بارش اشاره و بیشترین افزایش را مربوط به شهرستان سراب در جنوب غربی آذربایجان شرقی دانستند.
وی همچینین با تشریح آماری توسعه اقتصادی در سه زمینه تولیدی، خدماتی و کشاورزی و میزان مصرف آب توسط این سه بخش اشاره نمودند که کشاورزی با سهم 15 درصدی در تولید ناخالص منطقه‌‌ای با مصرف 89 درصد آب تنها توانسته 30 درصد اشتغال ایجاد نماید این درحالیست که بخش خدمات  تنها با مصرف 1 درصد آب  چیزی حدود 40 درصد در اشتغال زایی موثر بوده است.

دکتر تجریشی با بیان اینکه هم اکنون کانون های تولید ریزگردهای نمکی در سطح خشک شده دریاچه تشکیل شده است اشاره کرد باید در اولین فرصت این کانونها تثبیت شوند  وگرنه سلامت بیش از 14 میلیون نفر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. وی با اشاره به انجام یک نمونه آزمایش سنجش سلامت تنفسی به صورت کاملا تصادفی در سه روستای اطراف دریاچه اورمیه نتایج زیر را ارائه نمودند:
از میان 88 دانش آموز دوره ابتدایی(سنین بین 8-13سال) تنها 3 نفر ادعا و آگاهی از مشکلات تنفسی و آلرژیک خود داشتند که با انجام آزمایشات سرپایی مشخص شد که 18 نفر از این دانش آموزان تمام عوارض و نشانه های بیماری های ریوی را دارا می باشند. که این عدد یقینا با افزایش سن افراد به صورت مستقیم افزایش خواهد یافت.
وی به کاهش 18 درصدی متوسط بارندگی در حوزه آبریز دریاچه اورمیه اشاره و هم اکنون میزان آنرا 317 میلی متر اعلام نمودند و با اشاره به استاندارد جهانی استفاده از منابع آبی که چیزی حدود 20 -40 درصد می‌باشد بیان نمودند که ما اگر بیش از 40 درصد منابع تجدید پذیر آبی خود را استفاده کنیم شرایط پرخطر در انتظار ما خواهد بود هم اکنون در منطقه آذربایجان این میزان به طور متوسط بیش از 70 درصد می باشد که البته از میزان متسط کشوری کمی پایین تر است که این میزان برای کل کشور چیزی حدود 85 درصد می باشد. وی اشاره نمودند که هیچ کشوری وجود ندارد که بیش از 45 درصد از منابع آب تجدید پذیر خود استفاده نماییند و استفاده ما در این زمینه به نوعی رکورد محسوب می شود.
وی اشاره کرد ما در بدترین شرایط چیزی حدود 1500 میلیون متر مکعب آب وارد دریاچه می نماییم اگر با کاهش مصرف 70 درصدی از آبهای تجدید پذیر به 45 درصد و تکمیل پروژه انتقال آب از رودخانه زاب(تکمیل سال 1398) به دریاچه اورمیه می توانیم  تا سال 1402، حدود 14.7 میلیارد متر مکعب آب وارد دریاچه نموده و ادعای احیا شدن دریاچه را نماییم.
در ادامه همایش دکتر کلانتری رییس ستاد احیاء دریاچه اورمیه به ایراد سخنرانی پرداختند و با اشاره به اینکه کشور در استانه از هم پاشیدگی است به عنوان یک فرد آذربایجانی از دولت روحانی به جهت اهتمام در این زمینه تشکر نموده و اذعان کرد کاش چنین ستادی خیلی سالها پیش تشکیل می‌شد. این پروژه جزء معدود پروژه هاییست که دولت به دانشگاه اعتماد صد در صدی کرده و بیش از 22 دانشگاه کشور در این پروژه مشارکت علمی و تحقیقاتی دارند؛ چرا که با وجود تداوم این معضل در کمتر از ده سال مردم منطقه چاره ای جز مهاجرت نخواهند داشت. وی همچنین به اقدامات محمود احمدی نژاد رییس جمهور سابق  ایران اشاره و اقدامات وی را خائنانه و ظالمانه توصیف کردند.
نکته‌ی مهمی که وی بدان اشاره کرد وظیفه اجرایی نداشتن ستاد احیای دریاچه اورمیه خبر داد و تنها بررسی علمی و رویکرد علمی این پروژه را ستاد بر عهده دارد و وظیفه اجرایی نمودن آن بر عهده دولت، وزارتخانه های مربوطه و مشارکت مردمی در این زمینه بیان نمودند.
وی همچنین به بی اساس بودن اظهارات و سخنان  آقای کردوانی اشاره و از امیدوار بودن خود در جهت احیای دریاچه اورمیه دفاع نمودند.(قبلا جناب کردوانی اظهار نموده بودند که دریاچه اورمیه نباید احیا شود چوخ سطح زیرین آن سوراخ است و آب ورودی به دریاچه باعث انتقال آب شور به آبهای زیرزمینی منطقه خواهد شد که دکتر کلانتری این ادعا را رد و تنها در بخش های جزئی دریاچه این اتفاق خواهد افتاد که قابل اغماض است.)
از دیگر نکات قابل توجه سخنان دکتر کلانتری در مورد حوزه آبخیز دریاچه اورمیه این بود که کل تولید بخش کشاورزی منطقه (از شاهین دژ و تکاب تا جلفا و کلیبر و سراب) کمتر از یک میلیارد دلار می باشد در حالی که خشک شدن دریاچه خسارتهای جبران ناپذری به منطقه و کشور وارد خواهد آورد.

(پایان پیام)
نوشته شده توسط: حامد مرسلی

  • حامید مورسلی

آخرین وضعیت دریاچه اورمیه:

منابع اصلی تغذیه کننده دریاچه اورمیه رودخانه های دائمی ، فصلی و سیلابی حوزه آبریز دریاچه بودند ازجمله جیغاتی ، ته‌توو، آجی چای، شهر چای، نازلی چای، صوفو چای و ... که سفر‌ها و منابع زیرزمینی نیز بر این آمار افزون می‌شد.

سهم حوزه آبریز برای دریاچه به تفکیک استانهای هم جوار: آذربایجان غربی 53 % ؛ آذربایجان شرقی 15% و کردستان 32% می‌باشد.

طی سالهای گذشته اکثرا استانهای کردستان و آذربایجان شرقی در ارائه حق آبه دریاچه کوتاهی کرده‌اند.

دریاچه دارای مساحت: 5800km2 و در برخی مناطق دارای عمق 16 متر بود؛ به طور متوسط دارای عمق 4.5 متر که حجم 31000 متر مکعب را تشکیل می‌داد.

بیش از 40 سد بسیار مهم مانع اصلی ورود 5.5 متر مکبی آب به دریاچه شدند. طبق امار رسمی 24 هزار حلقه چاه عمیق و هزاران چاه سطحی غیر مجاز در اطراف دریاچه وجود دارد. و بر طبق آمار غیر رسمی این عدد به بیش از 100 هزار حلقه چاه غیرمجاز در حوزه آبریز دریاچه اورمیه می‌رسد.

کشاورزی منطقه اکثرا سنتی و به صورت غرق‌آبی است که باعث هدر رفت بیش از 90% آب مصرفی می‌گردد.

تاثیر رطوبت ناشی از تبخیر آب از سطح دریاچه در تعادل دمایی هوای منطقه و تاثیر مستقیم بر اکولوژی، کشاورزی و دامپروری منطقه حائز اهمیت بود.

طی 15 سال گذشته بیش از 93% کل حجم آبی دریاچه خشک شده است؛ میزان نمک محلول به بیش از 400 گرم بر لیتر آب می‌رسد. تقریبا نزدیک 90 درصد گونه های جانوری منحصر به فرد دریاچه از جمله آرتیمیا از بین رفته‌اند.

و ...

با توجه به تجربه آرال و رودخانه‌های سیحون و جیحون و پروژه عظیم پنبه در ترکمنستان و قزاقستان تغییرات انسانی- زیست محیطی در اینجا نیز به وضوح مشخص است؛ چرخه‌ی طبیعی طبیعت با دستکاری انسان به هم خورده است؛ سد سازی های بی رویه، تغییر مسیر سیلاب ها و رودهای موسمی، پروژه‌ی بدون بررسی دقیق علمی جاده بین شهری تبریز - اورمیه، عدم مدیریت صحیح عوامل انسانی، برنامه‌ریزی های غلط سیاسی و اقتصادی و... باعث: تابستانهای گرم و خشک زمستانهای سرد و خشک از نشانه های بارز تغیرات شدید اقلیمی در نبود دریاچه اورمیه شده اند. گسترش نمک با مساعدت باد منجر به نابودی ته مانده کشاورزی منطقه خواهد شد، بیماری های پوستی تنفسی به مراتب افزایش خواهد یافت؛ چرخه‌ی طبیعی به هم خواهد خورد. جان بیش از 15-20 میلیون سکنه اطراف دریاچه در خطر و حالت هشدار صد درصدی قرار دارد.

نکته بسیار مهم و حائز اهمیت اینکه این منطقه پرجمعیت ترین منطقه کشور را شامل می‌شود و واحد تراکم بر سطح آن بالاست که به سرعت با تغییرات اقلیمی بسیاری مجبور به مهاجرت از خانه و کاشانه خود خواهند شد و منطقه تبدیل به مهاجرخیزترین منطقه خواهد شد و در مقابل هجوم سیل عظیم مهاجران به سایر مناطق باعث بر هم زدن توازن آن منطقه های از هر لحاظ فرهنکی -سیاسی- اقتصادی - اجتماعی و... خواهند شد.




انگار همین دیروز بود:

روستایمان دارای زمین های آبی و دیم بود ؛ زمینهای آبی از رودخانه "موردو چایی" آبیاری می‌شدند و زمین های دیم جایگاه کاشت محصولات دیم بودند؛ از این و آن زمزمه‌هایی شنیده بودم که می گفتند فلانی در زمین دیم خود چاه کشاورزی کنده و نزدیک 400 اصله درخت سیب کاشته است؛ اصلا باور کردنش ممکن نبود می گفتم مگر در زمین دیم هم می‌شود چاه کند و زمین را آبیاری کرد؟؟ شاید اگر همین چند سال پیش زمانی که همراه پسر عموهای خود در مزرعه مشغول برداشت گندم دیم از زمین خود بودیم به علت کمود آب راهی دریافت آب از همان زمین نمی شدیم باز باورم نمی‌شد که این انسان دوپا چه کارها که نمی‌تواند بکند. آنروز در چند صد متری زمینی که ماها و بسیاری از افراد شبیه ما گندم دیم یا نخود دیم کاشته بودند ولی یکی از همسایه‌های ما با کندن چاه آب، باغ سیب بزرگی را احداث کرده بود انگار لوله آب به دریای بیکران وصل بود ! هر کس از آنجا بازدید می‌کرد وسوسه می‌شد که من نیز می‌توانم چنین چاهی را در زمین خود داشته باشم. بعد از چند سال و بدون نظارت دولت انگار انقلاب عظیمی رخ داده بود همه‌ی زمین های دیم تبدیل به زمین های آبی با منبع تغذیه‌ی چاه شده بودند. هر کس برای خود سوراخی کنده بود و با تمام توان مشغول مکیدین آب لایه های زیرین بود.

آب لایه ها کمتر و کمتر می‌شد و اینچنین بود که بر عمق چاهها افزوده می‌شد. بزگ شدن نهالهای درختان سیب هم به همان نسبت به آب بیشتری نیازمند می‌شدند و از طرفی به علت کمبود زمین دیم شغل افراد از دامپروی کنده و به صورت مطلق کشاورز می‌شدند.

که بالاخره این چپاول ناجوانمردانه رخ نمود و بارقه‌های کم آبی و خشکسالی خود را نشان دادند، همه در باتلاق خود ساخته دست و پا می‌زدند و انگار هر روز به سوی مرگ قدم بر می‌داشتند! شنیده های حاکی از آن بود که دریاچه اورمیه نیز در حال خشک شدن است و اگر آب چاههای آنها خشک هم نشود طوفان نمک ریشه آنها را خواهد خشکاند و ...

 حامد مرسلی ؛ 16 شهریور 93

  • حامید مورسلی
 
 
به‌ راستی چرا از باخت تیم ملی ایران مقابل آرژانتین خوشحال شدم ؟؟؟



چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟ 
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشوم تنهایم 
تو اگر ما نشوی خویشتنی.

بسیاری از کارشناسان مسائل خاورمیانه مشکل اصلی خاورمیانه را قطبی شدگی (دینی؛ قومی؛ اقتصادی؛ فرهنگی و...) می دانند و بانی اصلی جنگ ها و خونریزیهای اخیر و بلکه آینده‌ی نه‌چندان‌دور را در عدم پذیرش و عدم احترام به دیگری‌ با هر اندیشه و نگرش مختص به خود آنها از سوی ساکنان فعلی آن می دانند. جایی که"قاره گوناگونی‌ها " نام دارد ولی در عمل صاحبان قدرت در جهت یکسانسازی گام برمی‌دارند که طبیعتا اینچنین عملی بازخوردی جز جنگ، نفرت، کینه، صلب اطمینان از همدیگر، خونریزی، و صد البتده تامین منافع اربابان قدرت و دوستداران صید ماهی از آب گل‌آلود نخواهد داشت.

مقایسه جام های جهانی 1998 و 2014 که ایران نیز در آنها حضور داشت با یکدیگر کار سختی نیست و به نوعی نمود سیاستهای پلید در این بین را می توان در کنش متقابل و متفاوت ملل ذی‌حق دید که جای تأمل و تفکر بسیاری را می طلبد.روزی همه ایران ایران می‌کردند و امروز از باخت چنین تیمی، بااصطلاح تیم ملی خوشحال می شوند. 
آخر چه بر سرمان آمده است که این‌روزها اخبار زرد و رویدادهایی که انتظار می رود در گفتمان روشنفکری جایگاهی نداشته باشند یا حداقل مورد نقد، بررسی و ایرادیابی قرار گیرند به متن آمده و نقل محافل می گردند؟؟؟
در عجبم از این ملت غرق در توهمات پوچ قرون وسطایی که به راحتی آب خوردن بازیچه می شوند و دانسته یا ندانسته وارد معرکه ای می شوند که دو سرباخت است. این نه به صلاح خود آنان و نه هیچ یک از ملت‌های ساکن در ایران است و کورسوی امید برای آینده راخاموش خواهد کرد.
به راستی چرا شعار تیم ملی فوتبال و بسیاری موارد دیگر که باید تمثیلگر کل جامعه ایران باشد به نام قوم پارس نوشته می شود و سایرین به حاشیه رانده می شوند؟
چرا مسائل خیلی مهم و حیاتی مورد توجه قرار نمی گیرد؟
چرا بر طبل جدایی می کوبند و انتظار دارند طرف مقابل آنرا با جان و دل بپذیرد؟
سوال اساسی آیا نه این است که علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد؟
وقتی خود به چشم خود می بینیم که چنین کارهایی در جهت ایجاد فضای قطبی شده و عدم ایجاد گفتمان صحیح و منطقی بین ملل ساکن در ایران است باز دانسته بر این اختلافات دامن می زنیم و خود بازیچه دست افراد معلوم الحال می شویم؟
نکته‌ی اساسی این است که جهت پیشبرد گفتمان آزاداندیشی ، نیل به دموکراسی و گذار از این دوران باید و باز باید دگر اندیشان را آنگونه که هستند بپذیریم . امروز ملل غیر فارس ساکن در ایران هر کدام دارای گفتمان و تفکر برآمده از بطن جامعه‌ی خود می باشند و اساس کاری و حرکتی خود را در جهت نیل به اهداف و خواست های ملت های خود قرار داده‌اند.جامعه خود بهترین معلم برای آنهاییست که می خواهند حقیقت را ببینند. وقتی شعار تیم ملی ایران فقط به نام قوم پارس مزین می شود و فقط تمثیل‌گر قوم پارس می‌گردد طبیعی است که باید انتظار آنرا داشته باشیم که سایر مل ساکن در ایران آنرا برنتابند و حتی در جهت نفی چنین اقدامی و به صورت ری‌اکشن خود را طرفدار تیم های رقیب اعلام نماییند و از باخت چنین تیمی ابراز خوشحالی هم نمایند.
طبق اصل اساسی علم فیزیک: هر عملی عکس‌العملی دارد مساوی با آن و در خلاف جهت.

" دینا احترام به دیگریست و آن دیگری منم و از این دیگری بودنم لذت میبرم.
بدان امید که قصری بنا کنی روزی
به تیشه کلبه آباد خویش مکن ویران "
(رضا طالبی)

انتظاری که از دوستان با آن همه رسانه و پشتوانه می‌رفت این بود که حداقل در اولین ساعات اعلام چنین شعار نژادپرستانه‌ای با اعلام برائت خود از بانیان چنین حرکت سخیفی، برادری خود را ثابت نمایند و همراه بسیاری دیگر چنین اقدامی را محکوم نمایند و در جهت اعتمادسازی و تحمل دیگری بودن سایر ملل ساکن در ایران به نوعی قدم عملی بردارند. که ما متاسفانه باز شاهد تکرار اشتباه تاریخی آنان،سفسطه و خلط مطلب از سوی این عزیزان بودیم. که با بررسی تاریخی چنین اقداماتی بازنده‌ی نهایی را باز همین عزیزان می بینم.

آیا به راستی زمان آن نرسیده که در رفتارمان تجدید نظر کنیم و همه با هم به شعارهای نژادپرستانه از قبیل: ستارگان پارس ؛ شاهزادگان پارس؛ هرکولهای پارس؛ افتخار پارس؛ آسمانخراشهای آریایی و ... نه بگوییم؟؟؟

(حامد مرسلی؛ ا تیر 93 )
  • حامید مورسلی

آموزش قوی ترین سلاحی است که برای تغییردادن جهان می توانید برگزینید.
(نلسون ماندلا)




نلسون رولیهلاهلا ماندلا (Nelson Rolihlahla Mandela) در روستای اومتاتا (Umtata) از ناحیه ترانسکی در آفریقای جنوبی به دنیا آمد. خانواده اش از رئیسان قبیله تمبو (Tembu) بودند و عمدتا به دامداری و شبانی اشتغال داشتند .خود او در اینباره چنین می نویسد :
"من در 18 ژوئیه 1918 در اومتاتا ، ترانسکی متولد شدم.پدرم ، رئیس هنری، چهار زن داشت .او و نیز مادرم هرگز پا به مدرسه نگذاشته بودند . پدرم در 1930 درگذشت، و قیمومت من بر عهده دیوید دالیندیبو (David Dalindyebo)، خان بزرگ قبیله، قرار گرفت ."
ماندلا از همان کودکی ، به خاطر داستانهایی که از پسر عمویش -خان بزرگ - و دیگران می شنید ، در آرزوی این بود که روزی حقوقدان و وکیل دعاوی شود و همیشه هم سودای بزرگداشت قهرمانان سیاه گذشته را در ذهن می پرورید .
...
"در 1942 در دفتر حقوقی آقای سیدلسکی (Witkin Sidelsky) و همکاران او شروع به کار کردم . وی حقی بزرگ بر من دارد و همیشه به او مدیونم .
در دفتر حقوقی بیش از پیش به صورت عینی و مستند ، با موارد گوناگون تبعیض و تخفیف نسبت به سیاهان و خودم آشنا شدم. در 1944به { کنگره ملی آفریقا } پیوستم."
به دنبال آن ماندلا ، سیسولو ، اولیور تامبو ، آنتون لمبد ، و زنان و مردان دیگر {سازمان جوانان } کنگره ملی آفریقا را پایه گذاری کردند.
در مقدمه بیانیه تشکیل سازمان جوانان ، که ماندلا در نوشتن آن شرکت داشت چنین آمده است:
"از آنجایی که آفریکانیسم باید برانگیخته شود ،و آفریقایی ها باید برای توسعه ، پیشرفت ،و آزادی ملی مبارزه کنند تا بتوانند بر جایگاه واقعی و افتخار آمیز خود دربین ملتها تکیه بزنند ؛
و از آنجای که که جوانان آفریقایی باید متحد و همبسته شوند و آموزشها و انضباط لازم را فرا گیرند ، زیرا که رهبران آینده از بین صفوف آنها بیرون خواهند آمد ..."
در بخش آرمانهای این بیانیه چنین آمده است:
الف) ما به سرنوشت الاهی ملتها اعتقاد داریم.
ب) هدف از مبارزه ی ما [استقرار] آفریکانیسم و شعار ما این است : پیروز باد آرمان آفریقا.
ج)ما معتقدیم که آزادی ملی آفریقایی ها به دست خود آنها تحقق خواهد یافت .ما رهبری خارجیان را بر آفریقا محکوم می کنیم .
د) ما ممکن است ایدولوژی های مفید را از خارجیها وام بگیریم، اما وارد کردن کلی و یکجای ایدولوژی های خارجی را به آفریقا محکوم می کنیم.
ه) ما معتقدیم که رهبری باید مظهر آرزوها و خواسته های مردم باشد .
و) ما معتقدیم که رهبری اجرایی باید به افراد ذی صلاح ، صرف نظر از وضعیت اجتماعی آنها ، سپرده شود.
ز) ما به برخورد علمی با همه مشکلات آفریقا اعتقاد داریم.
ح) مابا پیروی کامل خود از اصول والای اخلاقی ، با انحطاط اخلاقی در بین آفریقاییان مبارزه می کنیم.
ت) ما معتقدیم که همه آفریقاییان از دریای مدیترانه در شمال تا اقیانوسهای هند و اطلس در جنوب باید متحد شوند و جملگی با یک صدا سخن بگویند .
...

در 1955 کنگره ملی آفریقا به مرحله ای تازه پا گذاشت . در آن سال مبارزه ای سراسری در کشور آغاز شد که در آن آحاد ملت - کارگران ، زنان خانه دار، دانش آموزان ،کارمندان ، کشاورزان و ... بتوانند خواسته های خود را بیان کنند و منجر به تشکیل {کنگره خلق} شد. این کنگره در 25 و 26 ژوئن 1955 با حدود سه هزار نماینده شرکت کننده در کلیپتاون (Kliptown) حاشیه ژوهانسبورگ {منشور آزادی} را تصویب کرد که از بسیاری جهات قابل ملاحظه است .
سر فصل های منشور آزادی:
-مردم باید حکومت کنند.
-همه گروههای ملی باید دارای حقوق مساوی باشند .
-مردم باید در ثروت کشور سهیم باشند.
-زمین باید متعلق به کسانی باشد که روی آن کار می کنند.
-همه باید در برابر قانون مساوی باشند.
-همه باید از حقوق بشری مساوی برخوردار باشند.
-برای همه باید کار و امنیت تامین شود.
-درهای آموزش و فرهنگ باید به روی همگان باز باشد.
- برای همه باید خانه ،امنیت و آسایش فراهم باشد.
-صلح و دوستی باید برقرار باشد.

و با چنین عباراتی پایان می یافت:
" همه ی ما ، شانه به شانه ، با همه وجود ، تا مرحله پیروزی کامل ، برای تحقق این آزادی ها خواهیم جنگید! "

....




نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی است که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد. وی پیش از ریاست جمهوری از فعالان برجستهٔ مخالف آپارتاید در آفریقای جنوبی و رهبر کنگره ملی آفریقا بود. او به خاطر دخالت در فعالیت‌های مقاومت مسلحانه مخفی محاکمه و زندانی شد. مبارزه مسلحانه، برای ماندلا، آخرین راه چاره بود؛ او همواره پایبند به عدم توسل به خشونت بود.
ماندلا در طول ۲۷ سال زندان، که بیشتر آن را در یک سلول در جزیره روبن سپری کرد، مشهورترین چهرهٔ مبارزه علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی شد. گرچه رژیم آپارتاید و ملت‌های طرفدار آن وی و کنگره ملی آفریقا را کمونیست و تروریست می‌دانستند، مبارزه مسلحانه بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه علیه آپارتاید بود. ماندلا پس از آزادی از زندان در سال ۱۹۹۰، سیاست صلح‌طلبی را در پیش گرفت، و این امر منجر به تسهیل انتقال آفریقای جنوبی به سمت دموکراسی‌ای شد که نماینده تمامی اقشار مردم باشد.

ماندلا ریاست جمهوری پس از 27 سال زندان و فروپاشی نظام آپارتاید:

"بگذار هر آنچه گذشته است بگذرد" ( "Let bygone be bygone" )

...
ماندلا در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۲ برابر با ۵ دسامبر ۲۰۱۳ درگذشت. روحش شاد.

"حاضیرلایان حامید مورسلی"

  • حامید مورسلی

بررسی تحلیلی مقوله کتاب و کتابخوانی در شهر مراغه !
(قابل بصت و تأمیم به سایر شهرها)

صبح زود از خواب بیدار شده ام امروز قصد دارم کمی مطالعه نمایم،فکری به ذهنم می رسد ،مطالعه جای خود را دارد ...
بلی کتابخانه عمومی...
زود کمی صبحانه می خورم و راهی کتابخانه  عمومی می شوم،در طول مسیر انسانهای گوناگون با افکار و تفکرات متفاوت می بینم...
تقریبا زود آمده ام فقط عده انگشت شماری می بینم که مشغول مطالعه کردن هستند،خوشحال می شوم ،باید جای دنج و ساکتی را قبل از اینکه بقیه افراد بیایند پیدا کنم داخل سالن مطالعه گشتی می زنم و تابلوهای زندگی نامه بزرگان شهرم را از نظر می گذرانم و حسرت بزرگ شدن و آینده ساز شدن را می خورم این حسرت خوردن باعث می شود سریعترجایی را اختیار کنم و مشغول مطالعه شوم....
کم کم سالن مطالعه شلوغ می شود و بالطبع صدای زمزمه افراد به گوش می رسد ،سرم را بلند می کنم و با چرخشی افراد حاضر در سالن مطالعه را از نظر می گذرانم،در نگاه اول به نظر می رسد همه برای مطالعه و درس خواندن آمده اند ولی کمی که دقیق تر می شوم می بینم یکی هندزفری  به گوش در حال گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود است ،آن یکی مشغول گپ زدن خودمانی ولی آرام با دوست بغل دستی خود است ،دیگری به نظرم کارمند شهرداری است چون در حال طراحی و رسم نقشه های ممیزی شهرداری است، آن دیگری در حال صبحانه خوردن است و عده ای نیز مثل من مشغول دید زدن آنان می باشند.
راستی چه بلایی بر سرمان آمده است؟
مگر ما نوادگان همان بزرگان و مفاخرانمان نیستیم؟
چرا از کتاب و  کتابخوانی گریزانیم؟
.
.
.
سیستم آموزشی در گسترش و نهادینه ساختن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی و شکل دادن شخصیت افراد نقش مهم و سرنوشت سازی دارد.فرد در دوره های راهنمایی و دبیرستان تحت تاثیر این سیستم جذب مطالعه و یا دفع از این مقوله می شود متاسفانه سیستم مطالعه در کشور هیچ برنامه مشخصی برای حرکت در راستای نیل به این مهم ندارد ،همین بی برنامگی و بی توجهی باعث نزول سطح تفکر و مطالعه در بین قشر دانش آموز و دانشجو
می شود.بر اساس آمار رسمی میزان مطالعه در کشور دقایق  محدودی(3الی 5 دقیقه) را به خود اختصاص می دهد حال آنکه در برخی از کشورها این عدد به 2الی 3 ساعت در روز نیز می رسد.
عامل دیگر کمبود کتابخانه می باشد طبق آمار کنفرانس بین المللی کتابداری و اطلاع رسانی در هر جامعه ای برای 3 تا 5 هزار نفر باید یک کتابخانه عمومی کامل وجود داشته باشد یعنی در شهری مانند مراغه اگر 300هزار نفر زندگی کنند و حداقل استاندارد را در نظر بگیریم باید 60 کتابخانه عمومی با استاندارد جهانی وجود می داشت. با احتساب کتابخانه های دانشگاهها ،مراکز معتبر علمی،حوزه علمیه،قرائت خانه ها و... با اغماض تمام حداقل 30کتابخانه کم داریم. از طرفی کتابخانه های موجود در مکانی قرار گرفته اند که در معرض دید و دسترس افراد قرار نگرفته اند و این باعث می شود کتاب جزء انتخابهای فرد قرار نگیرد و اگر شخص وقت و یا ساعتی برای فراغت داشته باشد به جای کتاب خوانی به رفتارهای سوء هنجاری و تفریحات ناسالم کشیده و یا کشانده می شود؛کمبود خود کتاب نیز مزید بر علت است.
مراغه در اوایل دوره قاجار  جزو ده شهر بزرگ و پر جمعیت ایران بود ، ما ملتی هستیم که قدیمی ترین و غنی ترین کتابخانه های دنیا را داشتیم.در کتابخانه خواجه نصیرالدین طوسی مراغه ای بیش از 400هزار جلد کتاب و نسخه خطی وجود داشت که در بین آنها کتابهای خطی و چاپ سنگی کتابخانه عمومی مراغه بخشی از هویت و تاریخ شهرمان است که یادگار خواجه نصیرالدین می باشند که متاسفانه در اثر کم کاری مسئولین و عدم رسیدگی و نگهداری ،این اوراق هویتی و تاریخی در شرف نابودی قرار دارند...

سومین عامل  فرهنگ اجتماع جامعه است که خود می تواند تاثیر مثبت و یا منفی  در زمینه مطالعه افراد داشته باشد ، جامعه جهانی هر روز در اثر تحولات جدید ، تکنولوژی های مدرن و روز آمدی را ارائه می دهد و در این میان اگر کسی از دانش و فن و تکنیک عقب بماند هیچ فرصت جبرانی نخواهد داشت و این هدف به دست نمی آید مگر با ارزش قائل شدن به تاریخ ، فرهنگ غنی و اهمیت و ارزش دادن آن جامعه به کتاب و مطالعه عمیق و اندیشه و برنامه ریزی بر اساس آن.
با تکیه بر موارد ذکر شده علارغم عدم  بررسی مشکلات و کمبود های حوزه بانوان در این امر ، روشنفکر مراغه ای تنها راه برون رفت از مشکلات و غلبه بر  آنها را باید در مطالعه و درک اصول و روابط خلاصه کند ، و حقوق و اصول شهروندی که لایق آن است را تبیین کند ...
در این مسیر عوامل و موانعی از قبیل مسائل اقتصادی ، گرانی کاغذ و بالطبع گرانی کتاب ، کمبود کتابهای چلشی- تحلیلی و بینش گرایانه ، غالب بودن روحیه و برچسب اجتماعی غالب و ... نباید در فرد دلسردی ایجاد کند و باعث عقب نشینی فرد گردد.
اگر قرار باشد راهکار و الگوی رفتاری جهت برون رفت از این مشکل ارائه نمائیم این کار ابتدا باید از محیط خانواده آغاز گردد. برنامه های کلان در سطح دولت باید اجرا گردد ،حس ترغیب به کتاب و کتابخوانی  باید افزایش یابد،راهکارهای اقتصادی باید مد نظر باشد  وبرای چاپ،نشر و تیراژ و همچنین قیمت کتابها بر اساس اصول و توان مالی و قدرت خرید  مخاطبان تنظیم گردد تا بتوان عده زیادی را جذب نمود ،در این میان همت و رغبت نشان دادن خود فرد نیز بسیار مهم و  اساسی است.ارتباط با قشر فرهنگی و اهل مطالعه نیز در مطالعه خوان کردن فرد بی تاثیر نیست.
 
یازار: حامید مورسلی

  • حامید مورسلی